عبد الحي حبيبى
567
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
باختر و خيون ( هونها ) و سكاهاى سگستان كه در زرنج سكونت داشتند شامل بودهاند . « 1 » از عصر خسرو اول انوشروان و حدود 540 م تا قرن اول اسلامى امور لشكرى سرزمين شاهان ساسانى در تحت نظر چهار سپاه بذ اداره شدى ، كه يكى ازين سپاه - بذان بر لشكريان خراسان و سيستان و كرمان سردارى داشتى « 2 » ، و طوريكه در سابق گفتيم ، در سرزمينهاى مرزى مرزبان و كنارنگ نيز قيادت لشكر را كردى ، و حتى اين مرزبانان در خوارزم و كابل حق استعمال لقب شاه را هم داشتندى . « 3 » در تحت رتبهء لشكرى بزرگ سپاه بذ ، رتبهء ارتيشتاران سالار يعنى سالار لشكر و افسر گارد شاهى پشتيگ بان سالار ، و قوماندان صنف پياده پايگان سالار و سردار دستهء تيراندازان تير بذ ، و سردار قواى محافظ ارگ شاهى ارگبذ ، و افسر سواران منتخب ده هزارى يعنى دسته جاودانان بنام و رهرانيگان خوذاى ناميده مىشد . و يك دستهء لشكر بنام جان او سپار موجود بود ، و افسر مخازن ( انبارگ ) و اسلحه خانه ( گنز ) را انبارگ بذ و افسر لشكر سوار را اسوران سردار ميگفتند . و در يكى از نسكهاى اوستا بابى بنام ارتيشتارستان بود ، كه در ان مخصوصا بر امور جنگى و لشكرى و سپاهدارى بحث شده بود ، و سلاحهايى كه لشكريان اين زمان استعمال ميكردند ، عبارت از زره اسپ و جوشن و زره سينهبند و رانپوش و شمشير « 4 » و نيزه و سپر و گرز و تبرزين و تير و تيركش و كمان بود . « 5 » براى تربيهء عسكرى و پرورش مردم بامور لشكرى ، آموزگاران كارهاى لشكرى بنام اندرژبذ اسپوارگان مقرر بودند ، كه مردم را سلاحشورى و فنون حربى و حيل
--> ( 1 ) - كريستن سين در ساسانيان 274 ببعد ( 2 ) - همين كتاب 495 بحوالت طبرى و دينورى ( 3 ) - همين كتاب 497 بحوالت نامهء تنسر ( 4 ) - از جمله شمشيرهاييكه در بين لشكريان عرب شهرت داشت ، شمشير يمنى و هندى و شامى و سليمانى و هم سيف خراسانى بود ( تاريخ تمدن اسلامى 1 - 138 ) و ازين برمىآيد كه شمشير در خراسان سابقه و شهرت عظيمى داشت . ( 5 ) - ساسانيان در موارد متعدد .